تبلیغات
دل نوشته های نیلوفری من... - دال مثل دپرس...

دل نوشته های نیلوفری من...

همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو****چهره بنما دلبرا تا جان بر افشانم چو شمع

یه چند روزیه خیلی دپرس شدم .اصلاً دلیلش رو هم نمیدونم و هر چی فکر می کنم نمیتونم بفهمم که چرا این روزا این حال رو دارم.هر راهی رو امتحان کردم تا یکمی خوشحال بشم و از این حال در بیام اما نشد که نشد . اینقد احوالم به هم ریخته بود که  یه دو هفته ای حتی کلاس زبانم رو هم نرفتم یعنی اصلا حوصله کلاس رو نداشتم.هر چی فکر کردم نفهمیدم که چی شده و چرا؟!!!من همیشه عاشق سوره الرحمن بودم و همیشه دوست داشتم این سوره رو از بر باشم و و هر جا که عشقم کشید واسه خودم بخونم اما هیچ وقت اراده نکرده بودم که حفظش کنم.دو روزه با خودم تصمیم گرفتم که این کار رو برای خودم تمومش کنم از دیروز تصمیم گرفتم که به چیزی که دوست دارم فکر کنم (از بر خوندن سوره الرحمن) امرز حدود 10 الی 12 آیه رو حفظ کردم و احساس بهتری دارم شاید به این خاطره که حد اقل واسه دقایقی از روز هدفی دارم که همون حفظ دو یا سه ایه هست .

اگه ادما بدونن چه چیزایی رو دوست دارن و برای رسیدن به اون چیزا تلاش کنن مطمئناً مثل من دپرس نمیشن.میدونی بعضی وقتا تو هر چیزی که خواستی بدست اوردی و دیگه چیزی نیست که بهش فکر کنی و میشه مثل الان من...



نوشته شده در سه شنبه 9 آذر 1389 ساعت 11:09 ق.ظ توسط نرگس الف نظرات |


Design By : Pichak