تبلیغات
دل نوشته های نیلوفری من... - شکست یا پیروزی مسئله این است....

دل نوشته های نیلوفری من...

همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو****چهره بنما دلبرا تا جان بر افشانم چو شمع

سه شنبه طرفای ظهر با یکی از دوستام صحبت می کردم.یه دفعه یه چیزی گفت که خیلی ناراحت شدم ،آخه من موقع ناراحتی باهاش یه درد دلی کرده بودم که اون الان داشت این رو به رخم می کشید .یه تجربه رو به حساب یه شکست گذاشته بود.به نظر من شکست این نیست که با ناراحتی از شرایطی که داخلش هستی خارج بشی ،شکست اونه که با نادانی توی شرایطی بمونی که می دونی اشتباهه،خیلی ها شهامت اینکه از شرایطی که مثل پیله دور خودشون و قلبشون پیچیده خارج بشن رو ندارن اما من خارج شدم ،خیلی رنج کشیدم مثل زنی که وضع حمل می کنه روحم درد کشید و دقیقاً بعد از تموم شدن دوره نقاهت روحیم همون حالی رو داشتم که یه زن بعد زایمان داره :سبکبال و راحت با یه فرشته ای که الان داره و قبلاً نداشته.آیا زایمان با همه دردش واسه یه زن شکست محسوب میشه؟؟!!!یا یه پیروزی؟؟؟ صرف اینکه درد کشیده شکست خورده؟؟!!

من درد کشیدم بزرگ شدم و از شرایط بدی که توش بودم بیرون اومدم و الان خیلی خوبم . واسه همین از حرف دوستم ناراحت شدم که گفت شکست ....خوب البته هر کسی طرز فکرا خودش رو داره شاید اون دوست من به هر ناراحتی زندگیش لقب شکست میده حتی ناراحتی های شیرین زندگیش...

 

 


نوشته شده در چهارشنبه 6 مرداد 1389 ساعت 09:40 ق.ظ توسط نرگس الف نظرات |


Design By : Pichak